محمد پارسامحمد پارسا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 12 روز سن داره

✿♥✿ محمدپارسا دردونه ی مامان و بابا ✿♥✿

بابا مامان محمد پارسا

سلام عزیز دل من این روزا خیلی کارات جذاب شده میتونی قشنگ دد بگی ، ماما و بابا ، وقتی به چیزی اشاره میکنیم  بیشتر اوقات کاملا متوجه اون میشی خلاصه که خیلی آقا تر شدی یه چیز جالب که همین امروز که روز عید فطر هست رخ داد اینکه بابایی شما دائم بهت میگفت بگو بابا و شما هم دائم میگفتی مامان و من ذوق میکردم الهی قربونت برم که اینقدر ناز و تو دل برو شدی راستی فقط     روز دیگه تا تولد  سالگیت مونده خیلی دوست داشتم که یک تولد حسابی برات بگیریم ولی به نظر بابایی ساده باشه بهتره تا انشالا بزرگ بشی و برات سنگ تموم بذاریم تا خودت هم متوجه بشی ...
18 مرداد 1392

تولد

محمد پارسای عزیز ما انگاری که خیلی دوست داشت زود زود به این دنیا قدم بذاره و مارو خوشحال کنه چرا که توی 38 هفتگی و درست 2 هفته قبل از پایان طبیعی زمان بارداری به دنیا اومد   در روز پنج شنبه 2 شهریور 1391 ساعت 12.35 ظهر پسر گل مامان چشم به جهان گشود . وزن کوچولوی ما 3120 و قدش 50 ...
18 مرداد 1392

محمدپارسا و ماشین

سلام عزیز دلم ماه رمضان امسال هم گذشت و عید فطر فرا رسید اما عید فطر امسال زیباتر و با شکوه تر از عید هرسال است چرا که خداوند یکی از فرشتگانش را به من بخشیده عزیز دلم شما تازگی ها عاشق ماشین هات شدی  و دائم باهاشون بازی میکنی و صدای ماشین در میاری اییییممممممممم ایییییییییمممممممممم امممممممممممم امممممممممممم من نمیدونستم که اینقدر عاشقشون هستیکه دوست نداری لحظه ای ازت دور باشن امروز که ا زخواب بلند شدی یکراست رفتی سراغ ماشینهات و شروع به بازی کردی نزدیکای ظهر با هم رفتیم خونه مامان جونی و شما هنوز ماشینهات توی دستای کوچولوت بودن حتی وقتی من میخواستم ازت بگیرمشون نذ...
17 مرداد 1392

توپ و محمد پارسا

سلام عزیزم شما هر روز داری بزرگتر میشی چند هفته قبل باباجون ( بابای مامان ) کیش بودن و برات سوغاتی توپ و لباس آوردن شما خیلی این توپو دوست داری دائم باهاش بازی میکنی و مشغولی تازگی هام قشنگ توپ و پرتاب میکنی و دوباره سراغش میری خلاصه که عالمی داری با این توپ قشنگ ...
16 مرداد 1392

خواب یا بازی

سلام پسر گلم درست 20 روز دیگه تا یکسالگی ات باقی مانده خیلی خوشحالم از اینکه خداوند همچین نعمت خوبی را بهمون عطا کرده این روزا کارات خیلی خوشمزه شده مثلا اینکه دیشب موقع خواب داشتی با سی دی هات بازی میکردی هم خوابت میومد هم دوست داشتی بازی و ادامه بدی برای همین سی دی هاتو گذاشتی بالای سرت و سرتو گذاشتی روی بالش و خوابیدی دوباره چند دقیقه بعد بلند شدی سی دی هاتو گذاشتی زیر بالش و باز هم خوابیدی خلاصه که برنامه ای داشتی برای خودت حدود نیم ساعت داشتی کلنجار میرفتی که سی دی هاتو چکار کنی البته چون نزدیکای سحر بود من نتونستم از این کارات عکسی تهیه کنم ...
13 مرداد 1392

محمد پارسا و خواب و آیینه

سلام پسر نازنینم این روزها ما تا سحر بیداریم و شما هم پا به پای ما بیدار میمونی با این حال انتظار میره که صبح حسابی بخوابی ولی اصلا اینطور نیست ...  شما حدودای 7/5 صبح از خواب بلند میشی و شروع به بازی میکنی چند روز پیش صبح که بیدار شدی یکراست رفتی سراغ آیینه و شروع کردی با خودت حرف زدن انگار تازه آیینه دیده بودی خلاصه که حدود 15 دقیقه با آیینه بازی کردی و اومدی خوابیدی گویا فقط برای همین از خواب بیدار شده بودی ...
11 مرداد 1392