تاريخ : 12 / 10 / 1393 | 6:01 بعد از ظهر | نویسنده : نی نی های قدیم

سلام و صد تا سلام به پسر گلمون

مامانی دعوام نکن که چرا نمیام و برات پست نمیذارم

به خدا سرم خیلی شلوغه  از یک طرف شما و مشغله هات

از طرفی درس و زندگی

ماشالا اینقدر بزرگ و آقا و دانا شدی که خدا میدونه

دایره لغاتت اینقدر بزرگ شده که نمیدونم از کجاش برات بگم فقط همینکه بعضی اوقات چیزایی میگی

و استدلالهایی میکنی که آدم شاخ در میاره

 چند روز پیش 10 دی رفتیم خونه مامان جونی اینا توی آشپزخونه بودی

مامان جون داشتن صحبت میکردن شما یکدفه پرسیدی چی؟؟؟؟؟

مامان جونی تکرار کردن و شما در جواب گفته بله درسته!!!!!!

 اوایل دی ماه بود خاله ی مامان از شهرستان اومده بودن تا برای بهاره جشن تولد بگیرن

همین که شب شما متوجه شدی فردا تولد بهاره است به من گفتی مامان رنگیامو بیار ( مداد رنگی )

برای بهاره نقاشی بکشم

آخرش هم با کلی ذوق این نقاشی و کشیدی

الهی قربون ذوق و سلیقه ات بشم

راستی با هر خطی که میکشیدی میگفتی توللللد بهااااااره مبااااارک





[موضوع : عیدانه]
تاريخ : 25 / 8 / 1393 | 2:05 بعد از ظهر | نویسنده : نی نی های قدیم

سلام و صد تا سلام به پسر گلمون محمدپارسا

توی پست قبلی درمورد شیرین زبونیهات نوشتم الان اومدم تا چند نمونه اش و توضیح بدم

چندروز پیش خونه باباجون اینا بودیم و عموهای مامان اومده بودن اونجا شما غریبی میکردی

و میگفتی ببرمت بالا خلاصه بغلت کردم سرت و گذاشتی روی شونه ام و چشمات و بستی

وقتی بیرون اومدیم و در و بستم سرت و بلند کردی چشماتو باز کردی ۱لبخند همراه شیطنتی که از

چشمات میبارید تحویلم دادی و گفتی خواب نبودم من

کلی خندیدم و یاد حرف همیشگی باباجون افتادم که میگن محمدپارسا کلی فیلمه

امروز داشتم ازت فیلم میگرفتم که شما میدویدی و بازی میکردی وقتی بازیمون تموم شد

و شما نفسی تازهدکردی گفتی مامان بیا لاباره عسک بریگ بدوییم(دوباره عکس بگیر) 

خلاصه که خیلی شیرین زبونتر و ماهتر شدی

خدا حفظت کنه






[موضوع : ]
تاريخ : 18 / 8 / 1393 | 5:00 بعد از ظهر | نویسنده : نی نی های قدیم

سلام پسرک گلم

مامانی ببخش که این روزها اصلا وقت ندارم و نمیام وبلاگت و به روز کنم

الان 2 سال و 2 ماهته

از شیطونی هات بهتره نگم که سرسام گرفتم خندونککچل

ماشالا از دیوار راست بالا میری و کاری نیست که نتونی انجامش بدی

از بلبل زبونیهات که ماشالا ماشالا خیلی پیشرفت کردی و تمام کلمات و بلدی بگی

شعر میخونی با اسباب بازیهات حرف میزنی با تلفن صحبت میکنی

و خیلی خوب با همه ارتباط برقرار میکنی

ماشالا بگم چشم نخوریزیبا

بعضی اوقات یکسری اصطلاحاتی و میگی که شاخ در میاریم که از کجا یاد گرفتی

خلاصه که خیلی تو دل برو تر شدی

بغلبغلبغلبغلبغلبغلبغل

 





[موضوع : پسرک پر جنب و جوش]
تاريخ : 24 / 7 / 1393 | 12:47 قبل از ظهر | نویسنده : نی نی های قدیم

پسر گلم سلام

امسال عید غدیر به همراه آقاجون و مامان جون رفتیم مشهد

خیلی خوش گذشت هوا هم عالی بود

شما هم پسر خیلی خوبی بودی

وقتی امروز اومدم توی وبلاگت دیدم دوست عزیزمون سجاد کوچولو برات عیدی گذاشته

اینم عیدی این عزیز

دست شما درد نکنه گل پسر





[موضوع : عیدانه]
تاريخ : 26 / 6 / 1393 | 2:00 بعد از ظهر | نویسنده : نی نی های قدیم

سلام و صد تا سلام به پسر گل مامان و بابا

الان دقیقا ۲ سال و ۲۴ روزت هست و دیگه برای خودت مردی شدی

هر کاری ماشالا ازت بر میاد و کاری نیست که کم بیاری و انجامش ندی

صحبت کردنت هم که به قول باباجون

یکدفعه هر چی بلد بودی به زبون آوردی

وقتی بهت میگم محمدپارسا بشین میگی بشینتم (یعنی نشستم)

هرچیز جالبی که میبینی به ما نشون میدی و با ذوق میگی میبینییییی و

تا از ما جواب نگیری ول کن ماجرا نیستی

دیگه قشنگ برای خودت شعر هارو زمزمه میکنی

سوره توحید هم کم و بیش بلدی و کمی من میخونم و باقی اش و شما 

وقتی اذان میگن بهمون میگی نمااااز   نماااااز  پاشو نماز بیخووون

از ۱ تا ۱۰ و با کمک بلدی بشماری

حیوانات و رنگها و وسایل و بلدی و کارتها رو کاملا بلدی جواب بدی

وقتی میخوای نماز بخونی دستات و به علامت تکبیر میذاری

روی گوشت و میگی

الا و ادبر بعدش میگی اومینی به به

(الله اکبر خمینی رهبر که فکر کنم از سرود قبل از اخبار شنیدی)

 یکی دیگه از شیرین زبونیهات این بود که

 خونه مامان جون اینا بودیم که باباجون برای شما

 کلی کتاب آوردن اومدی به من گفتی

 مامان بیبین کتابه

 گفتم آفرین کی بهت داد

گفتی باباجون خریده

گفتم خریده؟کی؟

شما گفتی امبوز (امروز)

 یا مثلا وقتی ازت میپرسیم

محمدپارسا کجایی

میگی اینجاستم

و خلاصه خیلی کار و حرف دیگه که الان یادم نیست

البته خیلی از اینها هم که برات نوشتم خیلی وقته که قادر به انجامش هستی

ولی خوب من تنبل بودم و نتونستم بیام یادداشت کنم

اگر بخوام از شیطنتت هم بگم واقعا کم آوردم خیلی ماشالا شیطون شدی 

امیدوارم همیشه موفق و سالم و سرحال باشی

 





[موضوع : رشد محمدپارسا]
تاريخ : 8 / 6 / 1393 | 9:40 بعد از ظهر | نویسنده : نی نی های قدیم

سلام گل پسر ماهمون

تولدت مبارک

این هم کادوهای تولدت

که باباجون و مامان جون

و خاله جون بزرگه و شوهرش و خاله جون کوچیکه

زحمت کشیده بودن

محبت

دستای گلشون درد نکنه

اینجا هم خیلی از دیدن کادوهات ذوق کرده بودی

 





[موضوع : تولد]
تاريخ : 2 / 6 / 1393 | 5:55 بعد از ظهر | نویسنده : نی نی های قدیم

سلام و صد سلام به پسر گل مامان و بابا

امروز دقیقا دوساله که پیش مایی

دو سال که هر لحظه اش توی ذهنمون جاودانه شده

دوسال خنده شادی خواب شیرین گریه های دلسوزانه و ...

همه و همه برامون خاطره شده 

و ۲ سال زیبا و فراموش نشدنی را برایمان ساخته است

پسر ماهمون امیدوارم زندگی سراسر شادی و موفقیت پیش رو داشته باشی

دیشب تولدت و باز هم خونه مامان جون و بابا جون گرفتیم

خیلی خیلی زحمت کشیده بودن

امیدوارم بتونیم برای همگیشون جبران کنیم

باباجون برات دوچرخه خریده بودن

مامان جون ماشین های کوکی و توپ و قطار

خاله جون بزرگه و شوهرشون یک کامیون بزرگ و

خاله جون کوچیکه ماشین کنترلی

دست همگیشون درد نکنه

در اسرع وقت عکس ها رو میذارم





[موضوع : تولد]
تاريخ : 25 / 5 / 1393 | 0:19 قبل از ظهر | نویسنده : نی نی های قدیم

سلام و صد سلام به گل پسر ماهمون

به سلامتی دوتا دندون دیگه هم در آوردی و جمع دندونات به 14 تا رسید

مبارکت باشه

هفته پش با مامان جون و خاله جون کوچیکه

رفتیم مشهد و از اونطرف هم نیشابور

خیلی خوش گذشت

این هم عکس های شما





[موضوع : مسافرت]
تاريخ : 14 / 5 / 1393 | 12:28 قبل از ظهر | نویسنده : نی نی های قدیم

سلام پسرک عزیزمون

اینروزها که ثانیه ها و ساعت ها مثل باد میگذرند

ما شاهد بزرگ شدن و شیرین کاری و شیرین زبونی های

گل زندگیمون هستیم

الان دیگه خودت قشنگ شعر یه توپ دارم قلقلیه و عمو زنجیرباف

و تاب تاب عباسی و کامل و چند تا دیگه هم

دست و پا شکسته بلدی و میخونی و گاهی هم با خودت زمزمه میکنی

از پهلوون پنبه توی عمو پورنگ کله معلق را یاد گرفتی

و موقع زدنش دستای کوچولوت و مثل

ژیمناستیک کارها بالا میبری

وقتی داری کاری انجام میدی و خراب میشه بعد از چند بار تلاش

آخرش رو میکنی به ما و میگی

نمیشینه (نمیشه)

وقتی آجرهای خونه سازیت و روی هم قرار میدی

یا لباس جدید میپوشی میدوی و میگی بابا/مامان اوسدله

(خوشگله)

هر چی بستنی برات میاریم میگی بستنی نیمت (نعمت)

اگر دنبال چیزی بگردی و پیداش نکنی با حالت تعجب و کمی درماندگی

دست راستتو میای بالا ومیچرخونی و میگی چوجاس(کجاست)

شب ها موقع خواب میگی  لالا لالا

یعنی برات لالایی بخونم جالب اینجاست که

خودت هم انتخاب میکنی و میگی کدوم و بخونیم

خلاصه که برای خودت آقایی شدی

خدا انشالا حفظت کنه و در پناهش باشی





[موضوع : پسرک پر جنب و جوش]
تاريخ : 13 / 5 / 1393 | 2:03 بعد از ظهر | نویسنده : نی نی های قدیم

سلام گل پسر مامان و بابا

خیلی وقت میشه که برات مطلب نگذاشته ام

هم سرم خیلی شلوغ بود هم اینکه یکم تنبل شدم

یکسری عکس هست که هرکدوم و با توضیح برات میگذارم

قبل از ماه رمضان رفته بودیم باغ خاله ی مامانی

خیلی خوش گذشت این عکس شماست که سوار دوچرخه ارسلان شدی

برای روز زن رفتیم به اتفاق خانواده من رستوران

این هم عکس شماست که توی صندلی نشستی و میخندی

این یکی برای سال 92 هست که برای سمنو پزون رفته بودی آرایشگاه

این چند وقت که زیاد خونه مامان جونی میرفتیم

شما همش میرفتی توی حیاط وآب بازی میکردی

کلی هم ذوق میکردی

روز قدس امسال رفتیم راهپیمایی

شما خیلی قشنگ مرگ بر آمریکا (آمیتا) و مرگ بر اسراییل میگفتی

ولی اینجا هلی کوپترکه اومد خیلی ترسیدی

همونجا دلم خیلی برای بچه های غزه سوخت که چه روزگاری دارند.

اینجا هم خونه مادر هستیم ( مادر بزرگ پدری مامانی)

 





[موضوع : مهمونی]
تاريخ : 11 / 5 / 1393 | 2:57 بعد از ظهر | نویسنده : نی نی های قدیم

سلام و صد سلام به گل پسر عزیزمون

امروز به سال قمری 2 ساله شدی

2 ساله که با مایی و خنده ها و شادی ها و بعضا گریه هایت را نظاره میکنیم

2 ساله که لحظه لحظه اش برایمان چیزی جز شیرینی بزرگ شدنت را نداشته

انشالا که 2000 ساله بشی گل پسر ماهمون

بوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوس





[موضوع : عیدانه]
تاريخ : 20 / 4 / 1393 | 4:23 بعد از ظهر | نویسنده : نی نی های قدیم

سلام عزیز مامان و بابا

روز 7 رمضان به همراه بابایی و خاله جون کوچیکه رفتیم باغ وحش

شما اولش خواب بودی و وقتی رفتیم بیدار شدی و کلی تعجب کردی

و البته یکمی هم ترسیدی ولی بعدش دیگه کلی خوشت اومد

و منو صدا میکردی و حیوونی که بابا اسمشو بهت گفته بود نشون میدادی

 





[موضوع : ]
تاريخ : 19 / 4 / 1393 | 6:24 بعد از ظهر | نویسنده : نی نی های قدیم

سلام پسرک گلمون

روزها از پی هم داره میگذره و شما بزرگ و بزرگتر میشی

امروز12 ماه رمضان است

میاد 1 روزی که با ما روزه میگیری

این روزها فقط با ما سحری و افطاری میخوری

خیلی دوست داری که سحرها بلند بشی

خیلی کلمه و جمله جدید یاد گرفتی 

ولی الان بجز یکی دوتا اصلا یادم نمیاد

مثلا به فواره میگی سسانه(sasaane)

میخوای بگی نشستم میگی بشینتم (beshintam)

به خداحافظ میگی داسس (dases)

خلاصه که خیلی شیرین زبون شدی عزیز دلم

روز 2 ماه رمضان برای چکآپ بردیمت دکتر

خانوم دکتر گفتن خیلی خوب داری رشد میکنی

قدت 90 بود و وزنت 12.5

ولی اینقدر اونجا شیطنت کردی که خدا میدونه

خانوم دکتر فقط میخندید و میگفت ماشالا چقدر شیطونه

خندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونکخندونک

 





[موضوع : ]
تاريخ : 5 / 4 / 1393 | 7:01 بعد از ظهر | نویسنده : نی نی های قدیم

سلام گل پسری عزیزم

مامانی من و ببخش

این روزها اصلا دل و دماغ اومدن به نت و گذاشتن مطلب و ندارم

عزیز دلم اگر بخوام از حال و احوالت بگم چیزی نمیتونم بگم جز اینکه آقا شدی ماشالا

البته برای خودت شیطنت هایی هم داری ولی خوب بچه که بدون شیطنت نمیشه

میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیگه کاملا جمله میگی / خواسته هات و بیان میکنی/ بعضی شعرهارو یک بیت من میخونم یک بیت شما

خلاصه میگم که برای خودت آقایی شدی

2 روز مونده به ماه رمضان

این سومین رمضان هست که ما شما رو داریم

انشالا خدا به برکت ماه رمضان نگهدارت باشه

عزیزم

2 تا عکس برات میگذارم یکیش مشغول تماشای تلویزیونی

اون یکی هم یک روز رفته بودیم گردش که شما خیلی گرمت شد

توی راه برگشت گریه میکردی و بهونه مگرفتی تا لباست و در بیارم






[موضوع : رشد محمدپارسا]
تاريخ : 11 / 3 / 1393 | 6:22 بعد از ظهر | نویسنده : نی نی های قدیم

سلام گل پسر ماهمون

الان چند وقتی هست که وقت نمیکنم بیام و مطلب بذارم

3 خرداد با دایی بابا رفتیم ساری

3 روز بود و خوش گذشت

کلی بازی کردی مخصوصا که اونجا کلی وسایل بازی داشت و شما دست بردار نبودی

نمیدونی که چقدر لذت میبردیم که اینقدر با ذوق و شوق بازی میکنی میدوی و خلاصه که

فکر کنم خیلی بهت خوش گذشت

9 خرداد هم تولد بابایی بود

و بابایی 1 سال دیگه رو کنار شما گل پسر ماه گذروند

الهی که همیشه سایه اش  بالای سرمون باشه

 





[موضوع : مسافرت]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 10 صفحه بعد